السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

501

تفسير الميزان ( فارسي )

آن سرزمين قرار گرفتند ، و سر موفقيتشان و مخصوصا در امپراطورى روم ، سرخوردگى مردم از وضع موجودشان بود . چون شيوع ظلم و تعدى و رواج احكام برده گيرى و استعباد بيچارگان ، و فاصله غير قابل تحمل بين طبقه حاكمه و طبقه محكوم و بين آمر و مامور ، و نابرابرى عميق بين زندگى اغنياء و اهل عيش و نوش و زندگى فقرا و مساكين و بردگان زمينه را براى قبول اين دعوت فراهم كرده بود . ( مردم بجان آمده ، دنبال راه نجاتى مىگشتند ، هر چند كه به اصول آن راه نجات ، پى نبرند . ) و اتفاقا دعوت مسيحيت از اين جهت خواسته مردم را تامين مىكرد ، براى اينكه اولين دعوتى كه مبلغين مىكردند ، دعوت به برادرى ، دوستى ، تساوى حقوق ، معاشرت نيكو در بين مردم ، ترك دنيا و زندگى مكدر و ناپايدار آن و رو آوردن به زندگى پاكيزه و سعادتمندى بود كه در ملكوت آسمان دارند . و درست به همين جهت بود كه طبقه حاكم سلاطين و قيصرها آن طور كه بايد اعتنايى به مبلغين نمىكردند البته در صدد اذيت و سياست و طردشان هم بر نمىآمدند . همين وضع باعث شد كه بدون سر و صدا و درگيرى و تظاهرات ، روز بروز عدد گروندگان به مسيحيت زياد شود ، و قوت و قدرت و شدت بيشترى يافته ، تا آنجا كه دامنه اين دعوت به همه جاى امپراطورى روم و به آفريقا و به هند و ديگر بلاد كشيده شد ، جمعيت انبوهى به اين دين درآمدند و كليساها برپا شد ، در كليساها به روى مردم باز شد و با باز شدن هر كليسا ، درى از يك بتكده بسته گرديد و مبلغين مسيحيت هيچگاه متعرض و مزاحم رؤساى وثنيت و هدم اساس اين مرام نمىشدند و نيز هرگز پنجه به روى پادشاهان زمان و حكام ستمگر نمىكشيدند ، و از كرنش در برابر آنها نيز ابايى نداشتند ، احكام و دستورات آنان را مخالفت نمىكردند و چه بسا مىشد كه همين رفتار منجر به هلاكت و قتل و حبس و عذابشان مىشد . پيوسته طايفه اى كشته و طايفه اى ديگر زندانى مىشد و طايفه سوم تبعيد و آواره مىگشت . امر به همين منوال مىگذشت ، تا اوان امپراطورى « كنستانتين » رسيد ، او به كيش مسيحيت ايمان آورد ، و ايمان خود را در بين ملت اعلام كرد و بلكه مسيحيت را دين رسمى اعلام نمود و در روم و كشورهاى تابع روم ، كليساها ساخت و اين در نيمه آخر قرن چهارم ميلادى بود . و نصرانيت در كليساى روم تمركز يافت و از آنجا كشيشها به اطراف و اكناف زمين اعزام مىشدند تا در همه جا كليساها و ديرها و مدرسه ها بسازند و انجيل را به مردم تعليم دهند . آنچه لازم است مورد توجه و دقت قرار گيرد ، اين است كه مبلغين اساس دعوت خود را اصول مسلمه انجيل مثلا مساله پدر پسرى ، و روح القدس ، و مساله دار و فداء و غير ذلك قرار داده ، آنها را اصل مسلم و غير قابل بحث معرفى نموده ، هر حرف ديگرى را بر اساس آن مورد بحث